تبليغاتX
...::سکوت مبهم::...
خودم گم شده ام...مرا راه خلاصی نیست
خدایا!

 دل تنگم

خسته ام

افسرده ام

خدایا به گوشش برسان

صدای مرا دیگر نمی شنود...

+ تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 11:14 نويسنده محدثه |
از خودم متنفر می شم

وقتی می دونم ناراحتش کردم...

+ تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 10:32 نويسنده محدثه |
نمی خواستم

ناراحت شود...

+ تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 10:9 نويسنده محدثه |
آرزوی محالی ست

جا گذاشتن غم هایم

در دستایش...

+ تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 9:19 نويسنده محدثه |
دست خودت نیست

گاهی دوست داری

دستانش را بو کنی

دستانی که هرگز در دستان تو نبوده است....

+ تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 9:3 نويسنده محدثه |
نمی خواستم

مثل بارون اشکاش

یه روز از چشاش بیفتم...

+ تاريخ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 18:59 نويسنده محدثه |
آرزو دارم روزهایی که حرفهایم را خودم هم بگویم دوستم داشته باشی

درست مثل حالا که دیگران به جایم می گویند...

+ تاريخ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 13:51 نويسنده محدثه |
گاهی گمان نمی کنی ولی می شود

گاهی نمی شود که نمی شود

گاهی دلت هوای"او" می کند

ولی چه سود

دگر "او"یی نمانده که نگاه کند تو را...

+ تاريخ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 12:11 نويسنده محدثه |
روح من کم سال است

روح من گاهی از شوق سرفه اش می گیرد

روح من بیکار است

قطره های باران را،درز آجرها را می شمارد

روح من گاهی،مثل یک سنگ سر راه حقیقت دارد....

+ تاريخ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 10:39 نويسنده محدثه |
خدا ابتدا آب را

سپس زندگی را از آب آفرید

جهان نقش بر آب

و آن آب بر باد...

+ تاريخ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 9:38 نويسنده محدثه |